تبليغاتX
زخمه ارغنون
همواره می اندیشیدم چگونه مردمی که حق بودن علی را باور داشتند سکوت کردند تا روی منبر پیامبر درباره دخترش صدیق خودخوانده چنان سخن بگوید...

اکنون می دانم که ترس و فریب و مظلوم نمایی و از همه مهمتر سکوت خواص در برابر ظلم ظالم چه معنا دارد..

می دانم که مردی که هر شب چهل مرد را سر می زد یعنی چه..

و در حیرت می مانم که علی بعد از سال ها با چه مردمی در کوفه برخورد داشت که از این چهل تن این قدر بدتر بودند که آنان را اشباه الرجال بلا رجال خواند...

و می مانم در سرانجام آنان که به قول حسین در عاشورا کمتر از .... شدند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 9:17 توسط مهدي محمدطاهري |

کسی در جایی گفت اگر به عکس من هم توهین کردند شما کاری نکنید... صبر کنید...

چقدر حامیان رسانه ای ات ای مرد بر سر پیمان با تو ماندند!

علی را می بینم که سخن از باب های کعبه می کند و جابجایی حجر الاسود..

و فریاد حامیان را می شنوم که وااسلاما.... سنت فلانی را شکستند....

همیشه علی مظلوم و غریب است تا این که شعله عشق تو دنباله مذبذبین را بسوزاند...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:49 توسط مهدي محمدطاهري |

می توانید فتنه اهانت به تصویر امام را با فتنه نشریه موج مقایسه کنید؟

در دولت فلانی و بهمانی معیارها تغییر کرده است چون صاحب قدرت عوض شده است!

اما در هر دو مورد یک اتفاق کوچک را بزرگ کرده و موج ساختند و موجسواری می کنند...

چه کسی برای یک دستمال قیصریه را آتش زده است؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:45 توسط مهدي محمدطاهري |

استاد ما می فرمود برخی بی بصیرت دنبال دفاع از ولایت فقیه هستند

در حالی که دشمن زمان شناس و روش شناس ریشه ولایت را هدف گرفته است...

کاش در این شهر ده نفر را با یک نفر معاوضه می کردند!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:41 توسط مهدي محمدطاهري |

حسین وارث آدم را سر بریدند که چرا بر سنت پیامبر شوریده است

و حسینیان را سر می برند که چرا بر سنت حسین شوریده اید...

چرا همواره تاریخ مشق تکراری بنی آدم است؟ 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:37 توسط مهدي محمدطاهري |

پارازیت...

قطعی پیام و پیامک و قحطی پیامبر...

امام می گفت با آزادی سر ناسازگاری دارد که با دین ناسازگار است.

گویی به قرائت این مردمان آزادی های فردی ما با دین سر ناسازگاری دارد...

آیا آن سفر کرده ای که از او دم می زنند هم اینچنین رفتاری را می پسندد؟

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 19:26 توسط مهدي محمدطاهري |

می گویند کالای ایرانی مصرف کنید...

و هر یک واردات کالایی را انحصاری در کف دارند.

و کارخانه های ضرر ده مان را که با ورود سازمان تجارت جهانی کف روی آب هستند را خصوصی سازی می کنند...

. آنگاه می طلبند که به نام دین بر گرده جهل مردمان حکومت کنند.

چه حکایت غریبی است جهل ما مردمان...

جهلی که ریشه حکومت علی را خشکانید.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 19:21 توسط مهدي محمدطاهري |

پدرم می گوید: چه ایرادی دارد پسرم که عروس کت و دامن بپوشد.

و ما بل می گیریم که خواهرمان هم برای خواستگاری کت و دامن بپوشد...

و من به این فکر م یکنم که مرگ خوب است اما برای همسایه...

اما کدام مرگ و کدام همسایه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 23:33 توسط مهدي محمدطاهري |

وقتی مثال دیگران همرنگ دنیا نیستی

به قول هسه تنها به درد لای دندانه های چرخ میخوری.

مردمان تحمل کسی دیگرگونه را ندارند.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 14:17 توسط مهدي محمدطاهري |

می گویم همه چیز نسبی است.

می گید: آها همینه! نسبت به چه نسبی است؟

سکوت می کنم.

می گوید: نسبتت را با آن مبدا بدان تا سنجشت درست باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 14:16 توسط مهدي محمدطاهري |