اکنون می دانم که ترس و فریب و مظلوم نمایی و از همه مهمتر سکوت خواص در برابر ظلم ظالم چه معنا دارد..
می دانم که مردی که هر شب چهل مرد را سر می زد یعنی چه..
و در حیرت می مانم که علی بعد از سال ها با چه مردمی در کوفه برخورد داشت که از این چهل تن این قدر بدتر بودند که آنان را اشباه الرجال بلا رجال خواند...
و می مانم در سرانجام آنان که به قول حسین در عاشورا کمتر از .... شدند.
چقدر حامیان رسانه ای ات ای مرد بر سر پیمان با تو ماندند!
علی را می بینم که سخن از باب های کعبه می کند و جابجایی حجر الاسود..
و فریاد حامیان را می شنوم که وااسلاما.... سنت فلانی را شکستند....
همیشه علی مظلوم و غریب است تا این که شعله عشق تو دنباله مذبذبین را بسوزاند...
در دولت فلانی و بهمانی معیارها تغییر کرده است چون صاحب قدرت عوض شده است!
اما در هر دو مورد یک اتفاق کوچک را بزرگ کرده و موج ساختند و موجسواری می کنند...
چه کسی برای یک دستمال قیصریه را آتش زده است؟
در حالی که دشمن زمان شناس و روش شناس ریشه ولایت را هدف گرفته است...
کاش در این شهر ده نفر را با یک نفر معاوضه می کردند!
و حسینیان را سر می برند که چرا بر سنت حسین شوریده اید...
چرا همواره تاریخ مشق تکراری بنی آدم است؟
قطعی پیام و پیامک و قحطی پیامبر...
امام می گفت با آزادی سر ناسازگاری دارد که با دین ناسازگار است.
گویی به قرائت این مردمان آزادی های فردی ما با دین سر ناسازگاری دارد...
آیا آن سفر کرده ای که از او دم می زنند هم اینچنین رفتاری را می پسندد؟
و هر یک واردات کالایی را انحصاری در کف دارند.
و کارخانه های ضرر ده مان را که با ورود سازمان تجارت جهانی کف روی آب هستند را خصوصی سازی می کنند...
. آنگاه می طلبند که به نام دین بر گرده جهل مردمان حکومت کنند.
چه حکایت غریبی است جهل ما مردمان...
جهلی که ریشه حکومت علی را خشکانید.
و ما بل می گیریم که خواهرمان هم برای خواستگاری کت و دامن بپوشد...
و من به این فکر م یکنم که مرگ خوب است اما برای همسایه...
اما کدام مرگ و کدام همسایه؟
به قول هسه تنها به درد لای دندانه های چرخ میخوری.
مردمان تحمل کسی دیگرگونه را ندارند.
می گید: آها همینه! نسبت به چه نسبی است؟
سکوت می کنم.
می گوید: نسبتت را با آن مبدا بدان تا سنجشت درست باشد.